با رویا، دلتنگی، عشق، امید و ترس ام خوش ام
برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم ….
سلام می کنم به باد،
به بادبادک و بوسه،
به سکوت و سوال
و به گلدانی،
که خواب ِ گل ِ همیشه بهار می بیند!
سلام می کنم به چراغ،
به «چرا» های کودکی،
به چالهای مهربان ِ گونه ی تو!
سلام می کنم به پائیز ِ پسین ِ پروانه،
به مسیر ِ مدرسه،
به بالش ِ نمناک،
به نامه های نرسیده!
سلام می کنم به تصویر ِ زنی نِی زن،
به نِی زنی تنها،
به آفتاب و آرزوی آمدنت!
سلام می کنم به کوچه، به کلمه،
به چلچله های بی چهچه،
به همین سر به هوایی ِ ساده!
سلام می کنم به بی صبری،
به بغض، به باران،
به بیم ِ باز نیامدن ِ نگاه ِ تو…
باورکن من به یک پاسخ کوتاه،
به یک سلام ِ سر سری راضیم!
آخر چرا سکوت می کنی؟
-یغما گلرویی-
اینقدر از اینهایی که فقط شعر می نویسند خوشم نمیـــاد. اما این چسبید به دل ما.
چیه خوب؟! دوس دارم برم موهای سفیدش و ژست ها و اداهاش رو ببینم و باهاش لااااات شم و سوت و کف بزنم ….
نوشتن ها و سلیقه ها به سمت میکروبلاگینگ رفته. نوشته های طولانی خواننده نداره و سرویس های مرتبط مثل FriendFeed و Twitter از جمله محبوب ترینها هستند.
اما هنوز معضل (و یا بیماری مزمن!) بلاگرها باقی است….اینکه به محض رسیدن موضوع جدیدی به ذهن، تمام روز بالا و پایین میبریمش و به اول و آخرش جمله اضافه میکنیم و در انتها زمانی که توی ادیتور برای پست کردن مینویسیمش، به دلمان نمیچسبد!
من و تو دنیا رو آفتابی می خواستیم عسلک
پیرهنای مشکی رو آبی می خواستیم عسلک
من و تو ماهی نبودیم مثه اون قصه ی ناب
تنها این شبا رو مهتابی می خواستیم عسلک
همه ی سهم ما از دنیا همین بود عسلک
سایه ی ستاره هم ستاره چینبود عسلک
اما بین چشمای مرده و مات آدما
برق چشمای ما آفتابی ترین بود عسلک
سهم من از چش تو چن تا زل بود؟ عسلک
آخر چن تا غزل اسم عسل بود ؟ عسلک
حال جرم ما چیه ؟ بگو به من بگو به من
بگو همبند غزلساز همیشه خوبه من
بگو پروانه ی ما صید کدوم ثانیه شد ؟
بگو کی سر می زنه خورشیدت از غروبه من ؟
عسلک ! گاهی خیالت من رو غمگین می کنه
اسب بالدار ترانه رو برام زین می کنه
اسم تو یه طعمی داره مثه شیرینی عشق
چای تلخ لحظه م رو اسم توشیرین می کنه
سهم من از چش تو چن تا زل بود؟ عسلک
آخر چن تا غزل اسم عسل بود ؟ عسلک
–يغما گلرويي